تبلیغات
شعرمن و نظر کاربران - شوق زندگی(قسمت دوم)
تنهایه بی سنگ صبور
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

سلام به دوستان عزیزم...

برای خوندن قسمت دوم " شوق زندگی" به ادامه مطلب برید!

"قسمت دوم"

 

مسعود که حسابی از علاقه مند شدن ترسیده بود تا میتونست از ستاره دوری میکرد تا دلش

 

نلرزه!

 

تقریبا یک هفته بعد کلاس دانشگاه دیر تموم شد، دیگه هوا تاریک شده بود، ساعت 7و8

 

شب، مسعود که داشت پیاده به خونه میرفت متوجه صداهایی شد، جلو روفت و دید چندتا

 

پسر مزاحم یک دختر شدن ومیخوان به زور سوار ماشینش بکنن. مسعود جلوتر رفت و

 

دید اون دختر همون ستاره خانومه، بی اختیار رفت جلو و با پسرا درگیر شد، هر طوری

 

بود اونارو فرستاد دنبال کارشون البته دماغ و دهنش هم خونی شد. ستاره که خیلی ترسیده

 

بود، از اومدن مسعود خیلی خوشحال شد و حسابی ازش تشکر کرد. مسعود با اون

 

صورت پر خون به ستاره زل زده بود، دیگه دلش لرزید.....

 

باورش نمیشد، نمیدونست چکار کنه نمیخواست وابسته بشه! ستاره رو تا دم خونشون

 

همراهی کرد، پیش خودش فکر میکرد که دیگه کارش تمومه....

 

کمکم کن ای خدا، لرزیده دل خستم

 

نمیدونم چی شد ولی انگار بهش دل بستم

 

کمکم کن ای خدا تا که فراموشش کنم

 

باور نمیکنم که من اونی که دلباخته منم

 

نفهمیدم نمی دونم چی شد که اینجوری شد

 

دل بسته ی نگاش شدم چقدر ساده و بی خود

 

مسعود گیج شده بود نمی خواست قبول کنه که خاطر خواه شده، شب تا صبح بیدار بود،

 

مادرش بلند شد که آب بخوره که فهمید مسعود بیداره اومد کنارش و گفت: مگه عاشق شدی

 

که شبا نمی خوابی پسر؟! مسعود گفت: مگه فقط عاشقا تا صبح بیدارن؟ مادرش گفت: هیچ

 

چیز به جز عاشقی نمیتونه مانع خواب ناز بشه، حالا هرکی عاشق یه چیزه، راستشو بگو

 

مادر دلت جایی گیر کرده؟

 

با این حرفای مادر، دیگه مسعود نمی تونست بهونه ای برای خودش بیاره! فردا تو دانشگاه

 

ستاره با یه دست گل خوشگل اومد سمت مسعود و گفت اینم بابت قدردانی به خاطر دیشب

 

بعد دست کرد توی کیفش و یه کادو در آورد داد به مسعود. مسعود از این تعارفای الکی

 

کرد و بعد هم قبول کرد، وقتی بازش کرد دید کتاب لیلی و مجنونه. این کادو تیرخلاصی

 

بود به پیکر شیطون وجود مسعود.بله حالا آقا مسعود عاشق شد، به همین راحتی.....

 

باورش سخته ولی انگاری عاشقت شدم

 

تسلیم اون حرفای قشنگ و صادقت شدم

 

شدی شوق زندگیم،پناه من تو خستگیم

 

ستاره ی آسمونم،مهربون همیشگیم

 

بیا کنارمن گلم،دست بذار روی دلم

 

مرهم زخمم تویی،شدی تموم حاصلم

 

دوست دارم، عشق منی، تنها دلیل بودنی

 

پا میذاری تو خلوتم، سکوت و برهم میزنی

 

بمون کنارم همیشه، امیدم و پرپر نکن

 

حرفایی که بهت زدم، شوخی کردم باور نکن

 

تو مهربونی میدونم، آره گلم من همونم

 

قدم قدم بامن باش، تا همیشه بت مدیونم

 

قطره اشکم میباره، دنیا مث تو نداره

 

شونه ها تو ازم نگیر، عاشقت هستم ستاره



نوشته شده توسط :مجنون
سه شنبه 27 دی 1390-10:51 ب.ظ












دریافت کد آهنگ وبلاگ