تبلیغات
شعرمن و نظر کاربران - شوق زندگی
تنهایه بی سنگ صبور
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

سلام به همه دوستای گلم....

من یه داستانی مینویسم که با شعر همراه هست

برای خوندنش به ادامه مطلب برید(هر چند روز یه بارهم قسمت بعدی رو میذارم)

امید وارم خوشتون بیاد، نظر یادتون نره!

 

قسمت اول

 

در داستان ما جوانی به نام مسعود، این ترم بعد از وقفه ای به دانشگاه برمی گرده، حدود

 

26سالشه ، یه جورایی از زندگی بریده ، غم رو دلش سنگینی میکنه و اصلا هم دوست

 

نداره از دواج بکنه ، چون فکر میکنه همه دخترا مثل هم هستن ، خودخواه و... و البته بی

 

وفا! به این دلیل هم به دانشگاه برگشته تا گرم درس و بحث بشه و کمتر تنها بمونه!

 

زندگی من به بن بست رسیده ، ندارم چاره

 

به آسمون دل من نگاه نکن نیست ستاره

 

دنیا برام جایی نداره ، تنهام

 

شبای خلوت خو میگیرم با غمهام

 

دلم دیگه بریده از همه ، سرده

 

توی کوچه غریبی تنهاترین مرده

 

زخمی زخم زبون رفقا ، خستم

 

دل به لحظه ی آخر و مرگم بستم....

 

همینطور که دیدید مسعود، دیگه از همه چی بریده ، دلخسته  و دلشکسته ست و اینقدر

 

کسی مرهم روی زخم دلش نذاشته که حالا عفونت کرده و به این سادگیا التیام پیدا نمیکنه!

 

و اما ....

 

روزای اول یکی از همکلاسیها که از قضا دختر هم هست ، با استاد درباره ی عشق بحث

 

میکنه، که توجه مسعود رو جلب میکنه! بعدا در حیاط دانشگاه میره سراغش و با اون بحث

 

میکنه و میگه و میشنوه، هر چی مسعود از عشق بد میگه و با عینک بد بینی به قضیه نگاه

 

میکنه دختر خانوم جوابش رو میده....

 

خلاصه که مسعود کم میاره ، در آخر هم دختر میگه اسم من ستاره ست و اسمشو میپرسه!

 

مسعود حال عجیبی پیدا کرده بود، تا حال همچین حسی بهش دست نداده بود، شب تا دیر

 

وقت بیدار بود و فکر میکرد و گاهی اوقات هم به خودش نهیب میزد:

 

چه حس عجیبی به تو دارم

 

نمیدونم چرا انقد بی قرارم

 

از کجا اومدی تو خلوت من

 

تمومش کن از عشق دم نزن

....

آره دل نبند تو خیلی راحت

 

میرسه روزی که برات نمیگذره ساعت

 

میرسه روزی که میذاره میره

 

میره و بهت  میگه تقدیره

 

میاد اون روز که تو رو تنها میذاره

 

میاد اون روز که میگه دوست نداره

 

آره عاشقی دروغه نشی وابسته حرفاش

 

تو تنهایی طاقت بیار تو میتونی صبور باش



نوشته شده توسط :مجنون
دوشنبه 26 دی 1390-12:04 ق.ظ












دریافت کد آهنگ وبلاگ