تبلیغات
شعرمن و نظر کاربران - تا حالا شده؟؟!
تنهایه بی سنگ صبور
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

سلام به دوستای عزیزم!

لطفا این شعر رو با دقت بخونید، شاید این آخرین شعری باشه که میزارم!

تا حالا شده تو زندگیت، ببینی که تنهایی

شده با خودت فکر کنی تنها توی دنیایی

میگی تنهایی سخته میدونم، اما نه نمیدونی

این غم سنگین و تانبینی، از توچشام نمی خونی

تا حالا شده ببینی که اصلا یاری نداری

شده بخوای یه دریا گریه کنی بباری

تا حالا شده ببینی که کسی دوست نداره

تو آسمون نگاه کنی، نبینی یه ستاره

 تا حالا شده تو زندگیت همه هستیتو بدی

واسه ی کسی که هیچ وقت تو رو ندید

تا حالا شده یه بغض سنگین راه گلوتو بگیره

نتونی آزادش کنی بدتر از صد تا تیره

تا حالا شده که حس کنی، بودنت عین نبودنه

یه راهه توی زندگیت، اونم ساختن و سوختنه

تا حالا شده ببینی چقدر غریب و بی کسی

تموم زندگیتو هی احساس کنی تو قفسی

تا حالا شده که قصد کنی ببندی بار سفرو

بخوای بری یه جای دور هیچکس نگه بهت نرو

تا حالا شده که هیچکسی نپرسه از احوال تو

یکی نپرسه چه جوری میگذره ماه و سال تو

تا حالا نشده، نه نشده

یه بغض سرد توی گلوم، چند ساله مونده تا حالا

دیگه خستم به خدا، از گریه های بی صدا



نوشته شده توسط :مجنون
چهارشنبه 25 آبان 1390-09:53 ق.ظ












دریافت کد آهنگ وبلاگ