تبلیغات
شعرمن و نظر کاربران - میرم
تنهایه بی سنگ صبور
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

دلگیرم از روی زمین به سمت آسمون میرم

حق دلم رو یه روز از زمونه پس میگیرم

بارم رو میبندم میرم سفر شبونه

برای موندن ندارم دیگه آخه بهونه

میرم یه روز از این دیار به سمت خلوت خودم

بازم دوباره از همه اهل زمین شاكی شدم

توی دنیا به این بزرگی كسی نیست كه یارمن شه

باید تحمل بكنم تا این روز هام به در شه

حتی دریغ از یك نفر كه انتظارم بكشه

غصه نخور دووم بیار آخه دیگه آخرشه

سالی یه بار هم هیچ كسی یادی ازم نمیكنه

تا كه از بار غمم یه ذره ای كم بكنه

دل از این شكسته تر مگه میشه

سنگ میزنن میشكنن مثل شیشه

دلم میگه تموم میشه این روزای نامردی

میری تو هم از این دیار بدون اینكه برگردی

وقتی برم همه میگن عجب رفیق خوبی بود

چرا رفت تنها گذاشت مارو اون انقده زود

آره دیگه همینه رسم این زمونه

آخر میرم من ولی حرفام تو گوشا میمونه

پس كی میاد عزرائیل جون منو بگیره

قدر منو میدونن وقتی كه خیلی دیره

رفتن یا ماندن



نوشته شده توسط :مجنون
شنبه 11 تیر 1390-04:16 ب.ظ












دریافت کد آهنگ وبلاگ